درباره ما

آمده ايم تا.... شايد بتوان گفت امروز رسانه هاي گروهي اصلي ترين مراكز تحقق آمريت اسلامي به معروف و تحذير مجموعه ها و مديريتها از منكرهاي اجتماعي هستند. منكر هنگامي كه بعد اجتماعي به خود مي گيرد، تأثيرگذاري كلان مي يابد و بنا بر مقتضاي عقل و شرع هر چه منكر تأثيرگذارتر، وجوب تحذير از آن اولي تر. اما آنچه در اين ميان از استلزامات حسن فاعلي در انجام اين فريضه كفايي به حساب می آید، استقلال رسانه از هرگونه وابستگي حزبي، جناحي و مالي است، امري كه در صورت عدم تحقق آن، رسانه را ناخودآگاه با خطر يكسويه نگري و ابزار تمايلات گروهها و لابي ها شدن مواجه مي سازد. توفيق رسانه در انجام امر و نهي البته نه از آن جهت است كه مانند حكم يك قاضي در مصدر صدور حكم، ضمانت اجرايي داشته باشد و همچنین نه از آن روي كه با وجدان تخلف و منكر توان عزل و نصب داشته باشد؛ بلكه كار ويژه اصلي رسانه را مي بايست در حوزه ارتباط وثيق آن با افكار و وجدان عمومي جستجو نمود. توجه عمومي در جامعه هنگامي كه به وجود فساد در مراكز سياسي و اقتصادي جلب شد، ديگر فرصتي براي كانونهاي فسادپرور جهت توجيه و فرار از بار سنگين قضاوت عمومي باقي نخواهد گذاشت. چشمان نگران "شخصيت ملي" از پيگيري اين مطالبه انصراف نخواهد داد، چرا كه وجود منكر در اين مجموعه ها را باور نموده است؛ رشوه نمي گيرد، چراكه قضاوتش متأثر از منافع مادي نيست؛ و توصيه نمي پذيرد، چراكه در قضاوت خود بي رحم است! بر همين اساس است كه وجود يك رسانه مستقل و متعهد بيش و پيش از هر ابزار عمومي مي تواند با نماياندن آنچه در نهانخانه هاي كانونهاي فسادزا مي گذرد، اولاً امنيت زايش و تكثير را از آنان سلب نمايد و ثانياً كانونهاي فسادپرور اقتصادي را در زايش قدرت سياسي عقيم بگذارد. اين موقعيت و فرصت ويژه البته از نگاهي ديگر مي تواند به يك تهديد جامع تبديل شود و آن هنگامي است كه رسانه آنچنان در انتقال اطلاعات و تحليل ها بي مبالات عمل كند كه از درهم آميختن اخبار دروغ و راست، ملغمه اي با طعم تلخ بي اعتمادي در كام مخاطب بنشاند. چه در اين حالت، رسانه با زاويه گرفتن از رسالت حقيقي، خود به منكري بزرگ تبديل می شود و در صورت تداوم اين روند، با پراكندن بذر بي اعتمادي در سطح جامعه، اثراتي بس مخربتر و پيچيده تر بر جاي خواهد نهاد. اما اكنون " سخن " آمده است تا با تلاش در جهت تخلق به صداقت و انصاف و صدالبته نهراسيدن از نعره هاي كانونهاي فساد و زياده خواهي، ايده و آرمان انقلابي ملت را در عرصه اطلاع رساني محقق كند و با كمك مؤثر به توزيع عادلانه اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري آگاهانه مردم، گامي به سوي عدالت رسانه اي بردارد تا چنين نباشد كه خبرهاي مورد نياز مردم در گردونه گران قيمت خبررساني ناعادلانه گم شود و كساني كه اميدوارانه در انتظار شنيدن و ديدن آثار تحول ناشي از حماسه 3 تير 84 هستند را محروم نمايد. و در اين راه تلاش ما اينست كه در باورمان خدا و حضور او و نقش اصلي او در همه امور همواره جايگاه محوري و بايسته خود را داشته باشد. انشاءالله. صاحب امتیاز و مدیر مسئول: محسن زوار شماره تماس: 9930 161 0910 آدرس: نشانی: تبریز - پایینتر از چهارراه هفده شهریور - برج 39 - طبقه 5 مخاطبان سخن مي توانند انتقادات ، پيشنهادات و اخبار خود را در قسمت "ارتباط با ما" و info@sokhanpress.ir ارسال نمايند.

Close
»   اخبار کوتاه, برگزیده, سایر حوزه ها, ورزش  »   استعفای وزیر و لبخند روی لب کمیته المپیک/ آتش بس موقت تا نفر بعدی
28 مهر 1395 , ساعت 10:55
استعفای وزیر و لبخند روی لب کمیته المپیک/ آتش بس موقت تا نفر بعدی

نوار اختلافات روی دکمه «استپ»؛

استعفای وزیر و لبخند روی لب کمیته المپیک/ آتش بس موقت تا نفر بعدی

استعفای وزیر ورزش در روزهایی که نهادهای بین المللی روی ورزش ایران زوم هستند، بدترین اتفاقی بود که می توانست شامل حال ورزشی ها شود. بااین حال کمیته ملی المپیک فعلا از این موضوع خوشحال است!

به گزارش سخن، هنوز موضوع اساسنامه فدراسیون ها و اصلاح آنها طبق منشور المپیک که با نامه کمیته بین المللی پارالمپیک بدنه ورزش ایران را دچار التهاب کرد، از تب و تاب نیفتاده که استعفای شخص اول ورزش کشور موج جدیدی به راه انداخته است.  این استعفا و موج به راه افتاده متزلزل بودن پایه های ورزش ایران را نشان می دهد و اینکه مشکلات به حدی زیاد و ریشه ای است که یک مدیر  مثلا دانشگاهی و از جنس ورزش هم نمی تواند تا پایان دوره مدیریتش دوام بیاورد و زودتر از موعد مقرر عطای کار را به لقایش بخشید و جالب اینکه خیلی هم زود با آن موافقت شد.

این برای مجموعه ورزش ایران خوب نیست؛ به خصوص اینکه باعث می شود به دنبال مدیریت سرپرستی خیلی از فدراسیون ها که از انتقادهای همیشگی طی ماه های گذشته بود، اولین نهاد تصمیم گیرنده ورزش هم به دست فردی سپرده شود که می داند به خاطر رو به اتمام بودن عمر دولت یازدهم ثباتی در کارش نیست و اینگونه متولی ورزش کشور هم مدیریت «سرپرست» گونه خواهد داشت؛ اما در عین حال این چالش جدید ورزش حداقل یک خوبی هم دارد و آن اینکه باعث می شود که چالش قدیمی و به نوعی بزرگترین معضل ورزش کشور به خودی خود از بین برود!

ورزش ایران طی ۳۵ ماهی که توسط محمود گودرزی مدیریت شد، فراز و فرودهای زیادی را در مقاطع مختلف به خود دید که طی آن خیلی از فدراسیون ها و مدیران و حتی مربیان رو در روی وزارت ورزش و وزیر آن قرار داد و حاشیه های زیادی را موجب شد؛ از فوتبال و اختلاف نظر گودرزی با کفاشیان و موضع گیری های وی علیه تیم ملی و حتی شخص کی روش گرفته تا ابهامات ایجاد شده در رابطه با پرسپولیس و استقلال به خاطر انتخابات صورت گرفته در هیات مدیره این دو باشگاه و سپردن مدیریت آنها به دست سرپرست، برخوردهایی که در این راستا با فردی مانند بهرام افشارزاده شد به گونه ای که در فاصله ای کم از مدیریت حوزه سرپرستی وزارت ورزش و باشگاه استقلال کنار رفت و همین مسئله افشارزاده که زمانی دوست و رفیق گورزی بود را در جبهه ای علیه وی قرار داد و … .

خیلی از اتفاقات این دوره ورزش نتیجه اقداماتی بود که توسط اطرافیان گودرزی انجام می شد مثل تعلل های طولانی در برگزاری انتخابات برخی فدراسیون ها، سپردن برخی فدراسیون ها به دست سرپرست برای مدت زمان طولانی،  استعفای ناگهانی خزانه دار کمیته ملی المپیک که به خاطر حفظ ریاست فدراسیون تیر و کمان انجام شد و بارها گفته شد که این تصمیم بعد از نشست شبانه مجحمدعلی شجاعی در محل وزارت ورزش گرفته شد! و ….؛ اگرچه شخص یا اشخاصی غیر از وزیر دراین موارد ایفای نقش داشتند اما اگر وی واقعا مخالف آن بود، جلوی کارشان را می گرفت. اما وی هرگز این کار را نکرد همانطور که هرگز جلوی سفرهای غیرضروری معاونانش و حتی رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی را نگرفت.

اما به غیر از همه اینها، مهمترین چالش ورزش طی دوره ای که محمود گودرزی وزارت ورزش را مدیریت کرد، اختلافاتی بود که میان وزارتخانه با کمیته ملی المپیک به عنوان متولی ورزش المپیکی کشور وجود داشت که در برخی مقاطع به اوج هم رسید حتی پیش از المپیک و در روزهای حساس آماده سازی کاروان برای این رویداد بزرگ و تعیین کننده.

در میان همه فدراسیون ها و نهادهای ورزشی، کمیته ملی المپیک در طول دوره مدیریت گودرزی، بیشترین چالش را با وزارت ورزش پیدا کرد آنهم به خاطر اختلافاتی که میان مدیران آنها وجود داشت. چالش میان وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک و مدیران آنها مهمترین معضل ورزش طی این مدت و به خصوص هفته های اخیر بود؛  اگرچه آنها سعی بر پوشاندن این اختلاف و نمایش صلح بودند اما نامه ای که سال گذشته کیومرث هاشمی به خاطر اقدامات وزارت ورزش در رابطه با اصلاح اساسنامه فدراسیون ها برای معاون اول رئیس جمهور نوشت، اختلافات میان وی و گودرزی را برای همه علنی و رسانه ای کرد.

بی اعتنایی وزیر ورزش به درخواست مکتوب رئیس کمیته ملی المپیک مبنی بر اظهارنظر در رابطه با استعفای خزانه دار این کمیته پرده ای دیگر از اختلاف این دو مدیر را به نمایش گذاشت. آنها اگرچه در آستانه المپیک راه دوستی پیش گرفتند اما برملا شدن نامه کمیته بین المللی المپیک مبنی لزوم اصلاح اساسنامه کمیته ملی المپیک و به پایان نرساندن که اقداماتی که وزارت وزش در این زمینه به صورت نصف و نیمه انجام داده بود – برخلاف آنچه در برنامه چهار ساله وزارت ورزش عنوان شد – همه و همه حکایت از شکاف عمیقی بود که میان کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش وجود داشت.

حال با استعفای گودرزی از وزارت ورزش، چالش قدیمی میان این وزارتخانه با کمیته ملی المپیک حداقل برای مدت زمانی متوقف و کمرنگ خواهد شد. مگر دوباره فردی روی کار بیاید که بخواهد راه قبلی را در وزارت ورزش دنبال کند یا اینکه کمیته که در آستانه دوره جدید انتخابات خود است، نتواند یا نخواهد تعامل لازم را با وی برقرار کند.

 

انتهای پیام/

مهر

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • عصرانه خبری
  • یادداشت و مقاله

  • آخرین اخبار

  • طراحی سایت